-165
حسين الهي قمشهاي، سالها بعد، ويرايش جديدي انجام داد و علاوه بر آن، ويرايش علمي جديدي در سالهاي اخير به همت آقاي حسين استادولي انجام گرفت كه توسّط دارالكتب اسلاميه در سال 1377 مجدّدا به چاپ رسيده است .
توضيحاتي بر اساس اعتقادات شيعه بر اين ترجمه كه به نثر امروزي و ساده و شيوا و مردمپسند انجام گرفته، افزوده شده است . اين توضيحات تفسيرگونه در بسياري از موارد از اصل ترجمه قابل تفكيك نيست و اين، يكي از معايب اين ترجمه است . سبك و سياق اين ترجمه، آزاد و خلاصةالتفسير است و در بسياري موارد مترجم خود را به اصل كلام محدود نكرده و توضيحات مفصلي را به ترجمه افزوده است. اين توضيحات عموما برگرفته از تفاسير هستند و در ميان دو پرانتز آمدهاند. بيشتر اين توضيحات، بهگونهاي هستند كه رشته كلام را قطع نميكنند و ساختار ادبي جملات را از بين نميبرند، ولي برخي از توضيحات نيز هستند كه از ترجمه متن جدا و مستقلّ ميباشند كه طبعا اينگونه توضيحات، رشته اصلي سخن را قطع ميكنند .
در مجموع ميتوان گفت كه اين ترجمه، ترجمهاي روان و همهفهم است و از آن جهت كه فصلالخطاب ترجمههاي تحتاللفظي بوده، اولين ترجمه فارسي است كه در تدوين آن به دستور زبان فارسي توجّه شده، كاري ستودني و قابلتقدير است. البته در ترجمه، بيدقّتيهايي نيز به چشم ميخورد و وجود اغلاط و اشتباهات نيز در آن مشهود است. وجود افتادگيهايي در ترجمه آيات و از طرفي نقل به معنا كردن تعدادي از عبارات ناشي از عدم مطابقت دقيق ترجمه با آيات ميباشد .
-166
معرّفي ترجمه «محمّد مهدي فولادوند»
ترجمه قرآن كريم به فارسي امروزي و ساده و بدون گرايشهاي خاصّ و افراطي كه در آن نه فارسيگرايي مُفْرِط و نه عربيگرايي وجود دارد، كاري است از محمد مهدي فولادوند فرزند مرحوم محمد حسين بختياري كه در اول ديماه 1299 ه ش در شهرستان اراك متولّد شده است. او كه پس از سالها تحصيل در پاريس، به تهران بازگشت؛ ساليان متمادّي است كه در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي به تدريس موادّ مختلف درسي مشغول است. از وي بيش از 30 جلد كتاب فارسي و فرانسه منتشر شده است كه مهمترين اثر وي، ترجمه قرآن كريم به زبان فارسي است كه در سال 1373 از سوي دفتر مطالعات تاريخ و معارف اسلامي با ويرايش محمدرضا انصاري و سيّد مهدي برهاني، چاپ و نشر يافته است.
اين ترجمه كه بسيار مفهوم و روان است، از دقّت بينظير در مطابقت با متن مقدّس قرآن كريم برخوردار ميباشد، به گونهاي كه حتّي تأكيدهايي را كه در نثر و زبان عربي و نيز قرآن كريم فراوان و در زبان فارسي بسيار كمياب است ، به نحوي ظاهر كرده است . روش مترجم در ترجمه، ميانهاي از ترجمه تحتاللّفظي و ترجمه محتوايي ميباشد يعني دقّت در مطابقت ترجمه با
-167
اصل آيه و خوشخواني و رواني آن هيچكدام فداي ديگري نشده و در مواردي ترجمه داراي توضيحاتي ميباشد كه در داخل گيومه آمده است.